عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
حرفی ندارم بگم خودتون میفهمید!
ینی سوتی از این داغون تر توی دنیا نبوده الا بلاگفا!
فقط یه دونه!بیش تر قبول نیست!
اگه بیش تر بگید به اولیش هم جواب نمیدم!
موهام تراشیده شدن...ازم خجالت نکشی...
دارم میام ببینمت با این لباس ارتشی...
بغض داری ، آروم نیستی
دلت براش تنگ شده
حوصله ی هیچ کسو نداری
به یاد لحظه ای بیفت
که اون همه ی بی قراری های تو رو دید ؛
اما
پندهای عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتنم دل شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنهاتراز ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
از دور دوستت داشتم !
بی هیچ عطری
آغوشی
نگاهی
یا حتی بوسه ای
تنها دوستت داشتم …
اما حالا اگه دور شی …
چه کنم با اینهمه وابستگی …
دور نشی ها ...
برو ای خوب من ، هم بغض دریا شو ، خداحافظ
برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، خداحافظ
تو را با من نمی خواهم که « ما » معنا کنم دیگر
برو با یک « من » دیگر بمان « ما » شو ، خداحافظ
دیدی اخر تورو تنها گذاشتم و رفتم
دیدی چیزی توی دستام نداشتم و رفتم
حالا خونه ام شده تاریک و رفیقم خاکه
من همونی ام که میگفتی دلم تاریکه
می بینم سرمزارم اومدی گریونی
پیرهن مشکی پوشیدی
این روزها می گذرند
ولی من از این روزها نمی گذرم
001
مشاهده قالب
کد قالب
002
صفحه قبل1...1617181920...46صفحه بعد
RSS